قدرتمنداني كه قادر به خريدن اجازهنامه بودند، شكسته شد. مثلاً جسدي را چند شقه ميكردند تا همزمان در جاهاي مختلف به خاك سپارند. كولتون فهرست مبسوطي از اين موارد داده است.1 درمورد خرافات مربوط به بقاياي متبرك اجساد مقدس، دزدي آنها و بازار اشياي مقدس نگاه كنيد به همان كتاب (3، 87 ـ 129). آثار مقدس قطعاتي از اجساد بودند، ولي ربطي به تاريخ كالبدشناسي ندارند.
عليٰرغم اينكه پيشرفت كالبدشناسي در سدهٴ سيزدهم تاحدي تحتالشعاع رشد ارسطوگرايي (ابن رشد بهعلاوهٴ جالينوس!) قرار گرفته بود، در سدهٴ چهاردهم، بهويژه در ايتاليا گامهاي بلندي بهپيش برداشت. خواننده ملاحظه ميكند كه نمونههاي كالبدشكافي ذكر شده در بالا همگي مربوط به ايتالياست. اين بهدلخواه من نبوده و هيچ مورد غير ايتاليايي را سراغ ندارم.2 بعداً در فصل يازدهم از فعاليتهاي پنج پزشك ايتاليايي بحث خواهد شد كه پيش از همه كالبدشناس بودند، يعني موندينو دولوتزي احيا كنندهٴ كالبدشناسي، گويدو دا ويگوانو، نيكولو برتروتچو، جنتيله دا فولينيو، آلبرتو دزانكاري. بيشك اينان پزشك بودند. علايق بسيار ديگري جز كالبدشناسي محض هم داشتند، ولي از سوي ديگر بايد فرض كنيم پزشكان بسيار ديگري كه نامشان ذكر نشده گاه در كالبدشكافي شركت ميجستند يا مشاهدات كالبدشناسي داشتند. اين پنج نفر گروه پيشآهنگ خوبي بودند.
بزرگترين اينان موندينو بود كه كالبدشناسي (1316) او از دو قرن شهرت برخوردار شد. متأسفانه اين تنها متكي به كالبدشكافيهاي خود او نبود. سينگر (ص 75، 1926) آن را ((نخستين اثر جديد دراين موضوع)) مينامد. از جهتي توفيق محض او تعصبآميز بود و به بسياري اشتباهات كهن فرصت زندگي دوباره بخشيد، زيرا موندينو محتاطتر از آن بود كه با آنها به مبارزه برخيزد. كتاب گزيدهٴ آثار جالينوس، كه گويدو دا ويگوانو در سال 1345 تأليف كرد، حاوي
كالبدشناسي جديدي بود، كه از كالبدشكافيهاي موندينو و از كالبدشكافيهاي خودش بهدست آمده بود. گويدو احتمالاً شاگرد موندينو بود، ولي در پاويا كار ميكرد؛ نيكولو برتروتچو، شاگرد ديگر موندينو، سنت كالبدشناسي عمومي را در بولونيا در دانشگاه استادش ادامه داد؛ او خودش استاد گي دو كولياك بود. جنتيله دا فولينيو در پادوا به كالبدشكافيهايي دست زد كه در جريان يكي از آنها يك سنگ صفرا كشف كرد. كالبدشكافيهاي ديگري بهصورت عمومي بهدست آلبرتو دزانكاري در بولونيا يا در راونا صورت گرفت.
همهچيز بر محور كالبدشكافي ميگشت، بهويژه نوع دانشگاهي آن. همينكه اين نوع